کــودکــانه

کــودکــانه
آخرین نظرات

:-)

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۱، ۱۰:۴۹ ب.ظ

تو شهربازی، به پیشنهاد خودش سوار قطارِ تونلِ وحشت شدیم. از لحظه‌ی ورود به تونل، دو زاری‌م افتاد که برا یه بچه‌ی چهار ساله، زیادی ترسناکه؛ ولی به روی خودم نیاوردم. تمامِ مدتی که بقیه جیغ می‌زدن، ساکت بود و به دور و برش خیره مونده بود. به محضی که از تونل خارج شدیم، زد زیر گریه که:

-سکته کردم. مرده‌شور ریختشونو ببرن. خاک تو سرشون...!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۱، ۱۰:۴۵ ب.ظ
+مامان اینقد به من پُماد نمال. می‌شم آدم-پُمادی!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۱، ۱۲:۳۱ ق.ظ
میگه:

+ما عجب خانواده‌ی خوبی هستیم؛ خوشبخت و سرحال!

از فرصت استفاده می‌کنم و میگم:

-آفرین! خونه داریم. غذا داریم. سالمیم...

ادامه می‌ده:

+بله. باد داریم(کولر!) . خودمونو داریم...

!!!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۱، ۰۸:۵۶ ب.ظ
(لباس عوض کردم و اومدم داخل اتاق):

+به‌به! خانومِ خوش‌تیپ!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۱، ۰۸:۵۵ ب.ظ
-بخور. این آخرین لقمه‌ست...

+نه. سیر شدم. به جانِ خودم سیر شدم...



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۱، ۰۸:۵۴ ب.ظ
-این چیه نقاشی کردی؟

+بهتون عرض کنم که یه آدم آهنیه...



  • مـامـانـی

طوفان عقل!!!

دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۴۲ ق.ظ

  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۳۰ ب.ظ
+اون زنه تو کارتونم، یه کفشِ گنده پوشیده بود. شبیه کفش گاوچرون‌ها!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۲۹ ب.ظ
+مامان! بیا یه جشنِ بتّرکون راه بندازیم!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۲۸ ب.ظ
(به من!)

+تو هم با این اخلاقت!!!



  • مـامـانـی