:-)
سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۱، ۰۲:۴۲ ب.ظ
(تو پارک، برا یه بچه گربهی گشنه، نون خرد میکرد و میریخت.
صداش میکنم بریم):
+آخی! داشت بهم عادت میکرد!
- ۱ نظر
- ۰۵ دی ۹۱ ، ۱۴:۴۲
صداش میکنم بریم):
+آخی! داشت بهم عادت میکرد!
علی: آخی! مامان اجازه میدی من بچهی سحر بشم؟ آخه سحر خیلی بدبخته!!!
-عاشق؟ عشق ینی چی؟
+عشق ینی ماهی خانومه به آقا کوسههه لبخند میزنه؛
بعد کوسههه خوشحال میشه و میگه: عزیزم! دوس داری تا همیشه کنار هم باشیم؟
عشق ینی دوس داشتنِ زیادِ همدیگه!