کــودکــانه

کــودکــانه
آخرین نظرات

:-)

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۱، ۰۵:۲۱ ب.ظ
(وقتی برای بار پنجم در نیم ساعت اخیر، بازم جیش داره، تو راهِ دسشویی می‌گه):

+دیگه دارم جیش‌کلافه می‌شمااااااا....!



  • مـامـانـی

:-)

چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۱، ۰۲:۵۸ ب.ظ
+دلم می‌خواد برام یه جوجه بخری؛ یه جوجه‌ی کوچولو که پنجه‌های پرتقالی داشته باشه و تو چشاش یه قطره اشک باشه!!!



  • مـامـانـی

:-)

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۱، ۱۰:۵۰ ق.ظ
(تو مرکز خرید، هی دستمو می‌کشه که بریم اسباب‌بازی بخریم):

-علی! دو دیقه صبر کن.

+آخه دردِ اسباب‌بازی امونمو بریده!!!

-حالا چه اسباب‌بازی می‌خوای؟

+خدمت مامانِ شگفت‌انگیز عرض کنم که...

-!!!



  • مـامـانـی

:-)

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۱، ۱۰:۴۸ ق.ظ
(داره با اتوبوسِ اسباب‌بازیش بازی می‌کنه):

+مامان! اتوبوسم چه مسیری رو بره؟



(چند دیقه بعد):

+مامان! خودمونیم؛ این مسیره هم خیلی سخت بودا....!




  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۹ ب.ظ
+همه جای شهر، آپارتمان و پارکینگ و جاده‌ست!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۷ ب.ظ
(حینِ بازی، مثلا برام چایی میاره):

+بفرمایین بخورین. برا شما چایی آوردم، برا خودم آبِ بدمزه‌ی دریا با نمک!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۶ ب.ظ
(پای سفره‌ی غذا):

+آخی! جای سحر خالیه!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۴ ب.ظ
+دستا بالا! تو بازداشتی!!!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۴ ب.ظ
(به من):

+هیچوخ گریه نکنیا! من غصه می‌خورم!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۱۳ ب.ظ
+مامان لطفا سکوتِ مُقلق! (مطلق!)



  • مـامـانـی