کــودکــانه

کــودکــانه
آخرین نظرات

:-)

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۷:۲۱ ب.ظ

+مامان ببین! یه بومیایی نقاشی کردم!(مومیایی!)



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۷:۲۰ ب.ظ

+وای! چه منظره‌ی تماشایی و قشنگی!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۷:۱۹ ب.ظ

+کاش دو تا جوجه داشتم، اسماشونو می‌ذاشتم: هوشنگ و مشنگ!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۰۹ ب.ظ

(داریم برا هم شکلکای خنده‌دار درمیاریم و هر کی بخنده، باخته):

+وایسا وایسا؛ بذار لخبندم بپره؛ الان بازی رو شروع می‌کنم...!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۰۶ ب.ظ

+من ترجیح می‌دم الان نخوابم، بشینم بازی کنم...!



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۰۵ ب.ظ

(وقتی داره منو راضی می‌کنه بریم خونه‌ی مامان‌بزرگش):

+مامان‌جون همه‌ی دار و ندارِ منه؛

از تهِ دل دوسش دارم؛

دلش برام تنگ می‌شه...



  • مـامـانـی

:-)

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۰۲ ب.ظ

(رفتیم پارک):

-علی جون!

+جانِ دلم!

-وقتِ رفتنه...

+رو چشمم!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۲۹ ب.ظ
(دستش یه خراش کوچولو برداشته):

-علی! بدو بیا لِگوها رو جمع کن، وقتِ خوابه!

+دلم می‌خواد جمع کنم، ولی نمی‌تونم. آخه دستم گناه داره!



  • مـامـانـی

کلمه کم نمیاره این بچه!

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۲۶ ب.ظ
+مامان! بیا همدیگه رو جانانه و صمیمانه و عاشقانه، در آغوش بگیریم و فشار بدیم!



  • مـامـانـی

:-)

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۲۶ ب.ظ
-علی! خیـــلی دوستت دارم...

+می‌خوای بگی دیوونه‌می؟



  • مـامـانـی